|
"انالله واناالیه راجعون" بی خبر از همدیگر آسودن چه سود؟ بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟ زنده را باید به فریادش رسید ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟ .................................................. الهی به داد دل بی کسان رس به داد و به سوز غم این جهان رس تنهایم بی کس بی سامان ای داد سرگردان نالان پریشان فریاد مددی رسان ای خدا نه رحمی نه مهری تو دنیا نمونده از صفا از قفا این روزا چی مونده خسته ام از این زمونه لبریزه اشک و پیمونه خدایا کاری کن بی مهری نمونه آی آدما چه میکنید؟ بی مهریا رو بس کنید آخه مگه نمیدونید تو این دنیا نمیمونید؟ بیا قدر هم بدونیم .............................................................................................................. دوستان سلام این آخرین مطلب این وبلاگه لطفا یک نظر کلی برای این وبلاگ بنویسید ممنون
اگه دوس داری زندگی بکامت تلخ نشه باید تو زندگی مثل زودپز باشی یعنی هر وقت داغ کردی و جوش آوردی فقط سوت بزن
" بنام زندگانی حرامم شد جوانی " خیلی دیر رسیدی ای دوست هفت تا کفن پوسوندم پیرهن سیاه تنت کن من فقط یه استخونم ................................................ ................................... ......................... ............ ...... الهی که شفا پیدا کنی تو واسه دردات دوا پیدا کنی تو تو این دنیا که بی وفائی رسمه رفیق باوفا پیدا کنی تو عمرا تموم دنیا رو بگردی مث من عاشقی پیدا کنی تو نرو افسانه من نا تمومه بدون اگه بری کارم تمومه بهت گفتم بیا دنیای من باش کنارت حتی مردن آرزومه شنیدم تو دلت انگار میگفتی که عاشقی کجاست؟وفاکدومه؟ میخوام به سردی شبهام بخندم میخوام به پوچی فردام بخندم وقتی میبینمت با دیگرونی تو اوج گریه هام میخوام بخندم میخوام داد بزنم تنهای تنهام میخوام وقتی میگم تنهام بخندم منم توشهر غم زندونی تو غم و غصه دل ارزونی تو نگو دوستت دارم به یه غریبه میشه اون مث من زندونی تو رسیده اون شبی که تو میخواستی چه بده آخر مهمونی تو . . . ................................................. ................................................................ ....................................................... .............................................. ................................... ....................... ........... .. آی دنیا بیزارم ازت خدا نگهدار عزیزم دارم میرم از این دیار اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها بذار . . .
اگر یک روز شاد شدی آرام بخند تا غم این دیو خفته بیدار نگردد واگر یک روز غمگین شدی آرام گریه کن تا فرشته شادی ناامید نگردد ........................................................................................................................................................................................ همیشه دلیل شادی دیگران باش نه قسمتی از شادی دیگران و همیشه قسمتی از غم دیگران باش نه دلیل غم دیگران ........................................................................................................................................................................................ دود می خیزد زخلوتگاه من کس خبر کی یابد از ویرانه ام با درون سوخته دارم من سخن کی به پایان میرسد افسانه ام تا بدین منزل نهادم پای را از درای کاروان بگسسته ام گرچه میسوزد ازاین اتش بجان لیک براین سوختن دل بسته ام تیرگی پا میکشد از بامها صبح میخندد براه شهر من دود می خیزد هنوز از خلوتم بادرون سوخته دارم من سخن ............................................................................................ دیگه تنهایی شب عادتمه همدم سکوت و تنهایی من تیک تاک ساعتمه ........................................................................................................................................................................................ همه رفتند . . . کسی با ما نموندش کسی خط دل ما رو نخوندش همه رفتند ولی این دل ما رو همون که فکر نمیکردیم سوزوندش عجب بالا و پائین داره دنیا عجب این روزگار دلسرده با ما . . .
همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
آخرین لحظه عمرم می نابم بدهید عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید بگذارید مرا داخل یک تابوتی تخته هایش همه از چوب در یاقوتی هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید از می خالص انگور خرابش بکنید فرد غسال مرا سیر شرابی بدهید مست مست از همه جا حال خرابی بدهید بعد غسلم وسط سینه من چاک کنید اندرون دل من یک قلم تاک کنید به نمازم نگذارید بیاید واعظ پیر می خانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید هر که شیون کند از دوروبرم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید روی قبرم بنویسید وفا دار برفت آن جگر سوخته خسته ازاین دار برفت ........................................................................................................................................... لا لا لا لا بخواب دنیا خسیسه واسه کمتر کسی خوب مینویسه یکی لبهاش همیشه غرق خندست یکی پلکاش تو خوابم خیس خیسه اینجا غریب بودم ولی هیشکی نپرسید از کجام مسافرم باید برم گریه نکن خدا نخواست. . .
میم مثل مادر
مرو ای دوست مرو ای دوست مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو به گل روی تو مرو ای دوست مرو ای دوست بنشین با من و دل بنشین تا برسم اگر به شب موی تو تو نباشی چه امیدی به دل خسته من تو که خاموشی بی تو به شام و سحر چه کنم؟ با غم تو ............................. ( عشقم غریب الغربا ) یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت مادرم دست منو رها میکرد دلموبا نگات اشنا میکرد به گنبدت نگاه میکرد قطره اشکی میچکید از گوشه چشم مادرم زیر لب میگفت اقا تاج سرم که کنیز تو دخترم غلام تو این پسرم یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت همه مردم شاه و گدا پیر و جوون از همه جا از همه رنگ زیر لبا شور و نوا ذکر همه ((یا امام رضا)) ........................................................................................................................................... در ان نفس که بمیرم در ارزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم الا الصباح قیامت که سر ز خاک برارم به جستجوی تو خیزم به گفتگوی تو باشم ......................................................................................................................................... بعضی روزا یاد گرفتاریم می افتم یاد اون لحظه ای که میبرنم بیاد غسل و کفنم یاد فشار قبرم و فریاد زدنم یاد عذاب و بدنم یاد اون لحظه ای که دو تا ملک سوال کنن یاد ساکت شدنم . . . خدایا کمکم کن نمونه جوابم توی گلو من میروم مطمئن باش توهم می آیی
بدون شرح. . . . .
این کوزه که میبینی روزی عاشق زاری بودست دسته اش دستیست که بر گردن یاری بودست ........................................ در این درگه که ناگه گه که که که که شود ناگه مشو غره ز امروزت که فردا را نهی اگه ........................................ هر کجا که هستم باشم اسمان مال من است اری اری زندگی زیباست زندگی اتشگهی گیرنده پا بر جاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ور نه خاموش است و خاموشی "گناه ماست" .................................................. در این دنیا که مردانش عصا از کور میدزدند من بیچاره مسکین "محبت" جستجو کردم .............................................. بعد که مردم همه یادم کنند رحمت وافر به نهادم کنند زانچه پس از مرگ برایم کنند کاش کمی حین حیاتم کنند دل به کف غصه نباید سپرد اول و اخر همه خواهیم مرد
خاک میخواند مرا هر دم به خویش میرسند از ره که در خاکم نهند اه شاید دوست دارانم نیمه شب گل بروی گور غمناکم نهند در بر آئینه میماند بجای تار مویی نقش دستی شانه ای میرهم از خویش و میمانم ز خویش هر چه بر جا مانده ویران میشود روح من چون بادبان قایقی در افقها دور و پنهان میشود لیک دیگر پیکر سرد مرا میفشارد خاک دامنگیر خاک بی تو دور از ضربه های قلب تو قلب من میپوسد انجا زیر خاک بعدها نام مرا باران و باد نرم میشویند از رخسار خاک مرگ من روزی فرا خواهد رسید . . .
(صداقت یعنی پاک بودن مثل شبنم) ........................................ ای چرخ فلک دوندگی ما را کشت بر درگه خلق بندگی ما را کشت این زحمت روزگار و این منت خلق ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت
خدا جون مرسی ازین که دلی تو سینمونه
که میتونیم بذاریم بدزدنش با یه نگاه میتونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم میتونیم خیلی راحت به عشق بگیم یه اشتباه خدا جون متشکریم که چشم دادی بهمون واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت مرسی که پا به ما دادی واسه سگ دو زدن واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت خدا جون ممنون ازین که دوتا دست دادی به ما تا اونا رو رو به هر مترسکی دراز کنیم اخه شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی "چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی؟"
ما ادما خیلی بی انصافیم
زندگی پرتو شمعیست که در بزم وجود
توی صحنه غریب زندگی هممون در نقش یک بازیگریم با همین تو بازیای روزگار از درون هم بی خبریم زندگی تولد یه خاطرست انگاری شروع یک نمایشه کاشکی از دنیا و این خاطره ها سهممون تموم خوبیا بشه توی پشت صحنه دنیای ما خوبی و بدی میمونه یادگار زندگی برای ما یه خاطرست از تمام قصه های روزگار بهتره به قلبامون دروغ نگیم زندگی هر طور که باشه میگذره من و تو مسافریم تو این روزا مث خورشید تو نگاه پنجره هممون پشت نگاه صورتک همیشه از صبح تا شب قایم میشیم واسه پنهون کردن گریه هامون روی قلب و روحمون خط میکشیم اگه باز از روزگار دلت گرفت لحظه ها ثانیه ها ابری شدن بیا با من بیا با من
ادما برای هم مث کتابن هر وقت تموم میشه میرن سراغ یکی دیگه "بیایید همدیگرو تند تند ورق نزنیم"
زندگی یعنی همین که اگه داری یا نداری حقتو بگیری اما حقو زیر پا نذاری زندگی یعنی همین که اگه قهری اگه اشتی با تو باشم اگه داشتم بمونم اگه نداشتی من و تو هرجا که باشیم اگه پایین اگه بالا ممکنه جامون عوض شه دیر و زود فردا یا حالا زنده ای پس زندگی کن نگو سخته نگو دیره بگی سادس ساده میشه بگی سخته سخت میگیره دنیا دور از دار و ندار ادما میگرده دیروز امروز فردا باما بی ما میگرده زندگی مثل یک جاده یک طرفه توی یک دشت سر سبزه پس با همسفران خودت مهربان باش و از مناظر این دشت سر سبز لذت ببر چون اخر این جاده یک تابلو هست که روش نوشته (دور زدن ممنوع)
دوست من : زندگی نمی گذرد بلکه ما رهگذریم
مهربان باش و محبت کن شاید فردایی نباشد چه زیباست اگه توی دلمون گورستانی برای خاکسپاری خطاهای دوستامون بسازیم "شاید فردایی نباشد"
چرا ادما فکر میکنن همیشه فرصت هست؟
روی سنگ قبرم بنویسید: امدی جانم به قربانت
ولی حالا چرا؟
((وصیت من)) وقتی من مردم و دار فانی را وداع گفتم چادر سیاهی روی من بیاندازید تا مردم بدانند سیاه بخت بودم |
About
با سلام به دوستان عزیز Archives10/23/2009 - 11/21/20091/20/2009 - 2/18/2009 11/21/2008 - 12/20/2008 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
قاصدک
کاربران آنلاین: بازديدها : |